از اونور شبای خیس از اونور پنجره ها
از همه ذرات زمین از همه پنجره ها یکی به شکل خود من همیشه دنبال منه از همه جای همه جا اسم منو داد میزنه اون که محبت هنوزم برای معنای نفسه مرگم رو باور نداره میخواد به دادم برسه وقتی که راهی میشدم کاشکی پاهام می شکست
یا کاشکی کوله بارمو هیچکسی هرگز نمی بست
راهی آبادی شدم ویرونیمو اینجا دیدم
سوختم و فریاد کشیدم آب شدم و هی چکیدم
اگه هنوز فکر میکنی با تو رفیق سفرم
نجیبو خوبم مثل تو بیا از اینجا ببرم
اگه هنوز فکر میکنی با تو رفیق سفرم
نجیبو خوبم مثل تو بیا از اینجا ببرم
غربت عمیق اندوه منو چاه خشک تو بیابون نداره
سردی و تاریکی زندگیمو
هیچ شبی تو هیچ زمستون نداره
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم
برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم
کی ستاره منو از آسمون
پشت این پرده خاموشی کشید
گلدون شیشه ای مو کی زد به سنگ
کی منو بخود فراموشی کشید
کاش میشد واسه خودم گریه کنم
اینقدر گریه که دل پاک بشم
سبک و پاکیزه مثل خود اشک
زیر خاک گریه هام خاک بشم
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم
برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم
چشمای ساکت تو رنگ شبه
شبی که سرد و فردا نداره
شبی که باید بمیره زیر نور
مثل اون مرگی که اما نداره
کاش یکی حرف منو باور میکرد
کاش یکی می فهمید اندوه منو
کاش یکی تو بُهت تنهایی من
باورش می شد غم شکستنو
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم
برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم
(همه ی ما وارثیم وارث عذاب عشق/سهم اون کس بیشتره که میشه خراب عشق/سوختن فریاد زدن اینه رمز و راز عشق/وقته از خود مردنه لحظه ی آغاز عشق) 
|